My Journal

 

● عزيزم عشقت عينهو سرطانه:(
نه راه علاج داره. نه ميشه بي خيالش شد.
Link



........................................................................................

 

........................................................................................

 

● يه لبخند به پهناي صورت ...
باز هم نفهميد...
احمق...
Link



........................................................................................

 

● هرگز فراموش نخواهم كرد...


یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بی سر و پايی نکنيم....

Link



........................................................................................

 

Il est si près de moi pourtant je ne sais pas
Comment l'aimer lui seul peut décider
Qu'on se parle d'amour ou d'amitié
Moi je l'aime et je peux lui offrir ma vie
Même s'il ne veut pas de ma vie
Je rêve de ses bras oui mais je ne sais pas
Comment l'aimer, il a l'air d'hésiter
Entre une histoire d'amour ou d'amitié
Et je suis comme une île en plein océan
On dirait que mon cœur est trop grand

Link



........................................................................................

 

● حالا ديگه مطمئنه همون قدري كه دوسِت داره دوسِش داري.
وقتي با نگراني به اطراف نگاه كرد و با خودش زمزمه كرد: حالا در بين اين همه خفته چه جوري پيدات كنم. تو چه زود فكرشو خوندي. چه زود خودتو نشون دادي.

با من بودي مَنَت نمي‌دانستم
يا من بودي مَنَت نمي‌دانستم

Link



........................................................................................

 

● واقعاً حيفه اين مطلب رو نخوند

Link



........................................................................................

 

● چرا وقتي منو مي‌بوسيدي بغض كردي؟ روت رو برگردوندي؟ گذشته‌ها گذشته. اين كه چقدر به من بي‌دليل بدي كردي الان ديگه حتي بهش فكر نمي‌كنم. همه بدجنسي‌ها و زخم‌زبون‌ها رو نوشتم به حساب تقدير.

Link



........................................................................................

 

● بالاخره روزه هشت ساله شكسته شد.
ديدمت.
لج كرده بودم، نمي‌خواستم ببينمت. بعد ديگه لج نبود عادت بود.
اين هشت سال خيلي سخت گذشت. اگه با تو بود سخت‌تر بود؟
اگر با تو بود، زندگي يه جور ديگه بود. جورش از حالا جورتر بود؟
يادته گفتي بچه ام، بي‌تجربه‌ام. رفتم تجربه كردم، بزرگ شدم. كاشكي بچه مي‌موندم و بي‌تجربه :(
چقدر روزا بي‌تو سخت گذشت، با تو هم اما فكر نمي‌كنم چنگي به دل مي‌زد.
حالا بعد از اين همه مدت كروات رو به يادم مياري، ترسيدي فراموشت كرده باشم؟ خيلي خري.
تو چطور؟ اون كارت پستال رو هنوز داري؟؟
ديگه برام مهم نيست تو دلت چي گذشت و چي مي‌گذره؟ وجدانت ناراحت هست يا نيست؟ زندگيت خوبه يا بده؟ زنت رو دوست داري يا نداري؟
هيچي، هيچ‌كس مهم نيست...

Link



........................................................................................

 

● دمت گرم. تو ديگه اِندِ نامردا بودي:)

Link



........................................................................................

 

سرنوشت ما در دست ماست. اما نمي‌توانيم چندان كه بايد از تقدير خود دور شويم.(ژان پل سارتر)

Link



........................................................................................

 

● يه خرده دير فهميدم خيلي‌ از آقايون فقط ژست فمينست بودن رو مي‌گيرن. چون به خلوت مي‌روند آن كار ديگر مي‌كنند!!!

Link



........................................................................................

 

● خوندنِ كتابِ (عادت مي‌كنيم)
يك تجربه لذت‌بخش. چيزي كه اين روزا خيلي كم‌يابه.

Link



........................................................................................

 

● - من حامله‌ام
- چي؟؟!! دختر حواست كجا بود؟؟
- دكتر مطمئن سراغ داري؟
- به خودش گفتي؟
- نه… نمي‌خوام بدونه
- چرا؟
- ببين يه اتفاق بوده. مسئوليتش هم با خودمه
- نمي‌فهمم
- باور كن فقط يه اتفاق بود، نمي‌خوام يه لحظه هم از ذهنش بگذره كه مي‌خواستم يه جورايي پايبندش كنم …
- مي‌فهمم

Link



........................................................................................

 

● - مگه كرم داري مي‌زني تو چشم برادرت؟:(
- (هنوز 4 سالش نشده) كرم ندارم...دوست دارم

Link



........................................................................................